الشيخ المنتظري
412
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را رها كرده و به قياس و استحسان و اين جور چيزها روآوردند . همينها بودند كه جهالت را از جُهّال و ضلالت را از گمراهان اقتباس كردند . « و نصب للنّاس شركاً من حبائل غرور ، و قول زور » و همينها بودند كه دامهاى حيله و دروغ و تزوير را براى مردم گستردند و آنها را از علوم واقعى دور كردند . « شرك » به معناى دامى است كه صيّاد براى صيد مىگسترد ; اينها هم از ريسمانهاى غرور و گفتار دروغ ، دام ساختند و مردم را به دام انداختند . « قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ ، وَعَطَفَ الْحَقَّ عَلَى اَهْوَائِهِ ، يُؤَمِّنُ النّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ ، وَيُهَوِّنُ كَبِيرَ الْجَرَائِمِ » ( قرآن را بر طبق انديشه هاى خود تفسير نموده ، و حق را طبق خواهشهاى خود قرار داده ، مردم را از گناهان بزرگ ايمنى مىبخشد ، و آنها را سبك جلوه مىدهد . ) « قد حمل الكتاب على آرائه » از اوصاف اين افراد اين است كه كتاب خدا را مطابق آراء و عقايد خود تفسير مىكنند ; در بسيارى از آيات قرآن از پيغمبرخدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) حديثى نرسيده است ، و اين افراد در اين گونه موارد به جاى اين كه تفسير آيه را از اهل بيت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بپرسند ، آيه را به رأى خود تفسير مىكنند . « و عطف الحقّ على اهوائه » اين افراد حق را بر خواسته هاى نفسانى خود منعطف مىكنند . چنين افرادى قرآن را مطابق ميل و خواسته نفسانى خود تأويل و تفسير مىكنند . « يؤمّن النّاس من العظائم » ، « يؤمّن » از باب تفعيل به معناى تأمين است ، « عظائم » جمع « عظيمة » به معناى گناهان بزرگ است ; گناهان بزرگ را پايين مىآورند و كوچك مىكنند تا مردم به آن اهميّت ندهند . علماى دربارى خلفاى اموى و عباسى اين طور بودند ، متأسفانه آخوندهاى زمان خودمان هم گاهى همين گونه اند ، بعضى از محرّمات واضح را به قول خودشان درست مىكنند و مىگويند اشكال ندارد ، پس كار اينها اين است كه « يؤمّن النّاس من العظائم » مردم را نسبت به گناهان بزرگ